|
|
|
نوشته شده در سهشنبه 27 آبان 1393
بازدید : 1544
نویسنده : taha87
|
|
مرد فقیری بود که همسرش از شیر گاوشان کره درست او آنرا به تنها بقالی روستا میفروخت.آن زن روستایی کره ها را به صورت دایره های یک کیلویی می ساخت
و همسرش در ازای فروش آنها مایحتاج خانه را از همان بقالی می خرید.
روزی مرد بقال به وزن کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند.
هنگامی که آنها را وزن کرد، دید که اندازه همه کره ها ۹۰۰ گرم است.
او از مرد فقیر عصبانی شد و روز بعد به مرد فقیر گفت:
دیگر از تو کره نمی خرم، تو کره ها را به عنوان یک کیلویی به من می فروختی
در حالی که وزن آن ۹۰۰ گرم است.
مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت:
راستش ما ترازویی نداریم که کره ها رو وزن کنیم
ولی یک کیلو شکر قبلا از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار دادیم ...
یقین داشته باش که به مقیاس خودت برای تو اندازه می گیرند!

|
|
|